![]() |
![]() |
|
| پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است |
|
در آينه به خود نگريستم انگار مي توانستم غوغاي درونش را نظاره گرباشم تركيبي از آب و سنگ و آتش و خاك لبختد زدم گريست گريستم خنديد دلتنگ خودش بود دلتنگ خويشتن خويش و شكوه اي بي پايان از خود بودن و خويش نبودن و در آرزوي آزادي شكستن رهايي آنگاه كه منييتش ما مي شد و او ، آنها ناگاه نوايي نگران نيمي از وجودش را گرفت فريادي شد غريد و شكست كنون ، من در چهره او ما شدم و او، آنها |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 22:50 توسط ویدا ظریف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اگر با سرودههاي زيبايي ترنم كردي، گرچه در قلب بيابان باشي، كسي را خواهي يافت كه به سرودههايت گوش فرا دهد
|
| پیوندها |
|
سایت رسمی سید محمد خاتمی کشکول خبرگزاری زنان ایران محمد علی ابطحی اخلاق وروجك مینو توپ (ورزشی) رک شادي گل مریم |
|
RSS
|