تبليغاتX
ترنم
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است

 

 

به صلح مي انديشي

گلوله هاي تنفر

مردمک چشمانت را نشانه مي روند

و نمي داني

براي كدامين ترحم

كدامين حجم گوشتي تاول زده

 بايد گريست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 19:24  توسط ویدا ظریف | 
 

قطره قطره حيات از سبوي عمرم

مي ريزد بر خاك

خاك جان مي گيرد

 

دانه اميد

 

ومن از خساست خود خجل

كه حيات خويش را

به جاودانگي دانه نمي بخشم

 

ناگاه زمزمه اي مي آيد

آشنايي گويد :

 

" حاليا معجزه باران را باور كن

و سخاوت را در چشم چمن زار ببين

و محبت را در روح نسيم

كه در اين كوچه تنگ

با همين دست تهي

روز ميلاد اقاقي ها را جشن مي گيرد "

 

 

سپاس از همه دوستاني كه اين روز (روز ميلادم) را بمن تبريك گفتند و همه آنهايي كه نگفتند و مي دانم كه دوستم دارند .

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 19:18  توسط ویدا ظریف |