تبليغاتX
ترنم
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است
  با هزار آرزو قدم در راهي  گذاري

كه خبر از پايانش نيست

انگار در خلاء وجودت با تيشه اي

پيكري از بود و نبود مي تراشي

 

تيشه در دست تو

و ترسي بي پايان

از تيشه بر ريشه خويش زدن

و دلت مشوش از گفته ها و ناگفته ها

 

ميان اين همه ترديد

ميان اين همه ترس

كاش مأوايي بود

 

كاش مونسي كه غم دل با او بگويي

و راز دل با تو بگويد

وآزاد گردي از اين حصار تنهايي

 

از اين همه تشويش

از اين همه ترس

 

ترديد را كنار گذاري

و اميد را بر چهار ستون دلت به تصوير كشي

 

آنگاه در سايه سار آرامش

تكيه گاهي يابي

كه پناهت باشد

كه پناهش باشي

 

 

و تا شقايق هست

زندگي هست

جاودانگي هست

 

او باشد

تو باشي

و اميد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:21  توسط ویدا ظریف |