![]() |
![]() |
|
| پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است |
|
و اينك باز هم يك نگاه ديگر از پشت حصاري كوچك از جنس آهن ، و او بود و معصوميتي بي پايان ، و افسوس و اندوهي بر جان ، دستان و پاهايش به ميله هاي زندان كوچكش بسته شده بود . و او ، حتي توان فرو دادن آب دهانش را هم نداشت . و يك نگاه نگران ديگر با دستاني لرزان، لقمه در دهان زنداني كوچك مي گذاشت . و او در بند زندان درون و برونش حتي توان خوردن و گريستن هم نداشت فقط نگاه بود نگاه مي كرد و بي اختيار سرش را تكان مي داد، به عقب ، به جلو ، به هر سو انگار به دنبال روزنه اي روشن براي فردايي ديگر مي گشت روزنه اي كه از روز ازل در تقديرش نبود و او كودك نا توان و معلول، به جاي گريه بر اين تقدير مي خنديد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 19:9 توسط ویدا ظریف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اگر با سرودههاي زيبايي ترنم كردي، گرچه در قلب بيابان باشي، كسي را خواهي يافت كه به سرودههايت گوش فرا دهد
|
| پیوندها |
|
سایت رسمی سید محمد خاتمی کشکول خبرگزاری زنان ایران محمد علی ابطحی اخلاق وروجك مینو توپ (ورزشی) رک شادي گل مریم |
|
RSS
|