تبليغاتX
ترنم
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است

دير زماني است كه از آخرين نوشته ام در اين وبلاگ مي گذرد و قصد آن داشتم كه ديگر ننويسم .

اما ننوشتن آن چيزهايي كه بايد نگاشته شود آدمي را بر آن مي دارد تا بار ديگر قلم بر دست گيرد و بنويسد

آري بنويسد

بنويسد از ترنم

ترنمي كه همه جا  هست .

 

و اما ترنم :

 

ترنم ، نسيمي است دلنواز كه نواي آشنايي را در گوش جان زمزمه مي كند

ترنم ، از هر دري سخن مي گويد . براي آنهايي كه مي شناسند ، شعر را و ستايش مي كنند سياست را .

 

ترنم از آزادي مي گويد از اجتماع .

از آواي آشناي آنهايي كه مي شناسيمشان و باورشان داريم.

 

ترنم ، ديباچه دنيايي است كه در آن دست هاي پينه بسته و چهره هاي آفتاب سوخته مقدسند .

 

ترنم معناي زيباي زندگي است .

 

و جبران خليل جبران چه زيبا از ترنم مي گويد كه :

 

اگر با سروده هاي زيبايي ترنم كردي ، گر چه  در قلب بيابان باشي ، كسي را خواهي يافت كه به سروده هاي تو گوش فرا دهد.

 

و كنون ترنم باز گشته است چون بر اين باور رسيده است كه :

 

يك شمع كوچك شايد نتواند تاريكي را از بين ببرد  ولي با همان  روشنايي كوچك ، فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان مي دهد

و

كسي كه به دنبال نور است

اين نور هر چه قدر هم كوچك باشد در قلب او بزرگ خواهد بود .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 16:37  توسط ویدا ظریف |