تبليغاتX
ترنم
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است
 

تصاویر ماندگار از 150 سال تاریخ عکاسی جهان را بارها و بارها ورق زدم
جاذبه ای در این عکسها بود که انسان را مسحور می کرد، نویسنده  توانا ی کتاب آینه تاریخ (محمود طلوعی) آنقدر زیبا و شیوا تصاویر ماندگار در صفحه تاریخ را در برگهایی از این کتاب گرانبها گرد هم آورده بود که انگشت حیرت به دهان گزیدن برای درک 150 سال تاریخ جهان به یکباره بسیار اندک می نمود .
ولی من نمی دانم چرا با دیدن این عکسها دلم می گیرد ،با دیدن عکسهایی از بزرگان تاریخ اندوهی عمیق وجودم را فرا می گیرد
و سوالی که در ذهنم مدام تکرار می شود: 150 سال دیگر عکس کدام یک از بزرگان امروز و با فرزندان فردا بر صفحه چنین کتابهایی نقش خواهد بست ؟!
ولی در میان این همه عکس ، در میان 150 سال اشک و لبخند تصویر مردی را نظاره نمودم که لبخندش آشنا بود .
تصویر مردی که با لبخند آمد و با لبخند رفت
همه می شناسندش ، همو که برای نخستین بار در تاریخ جهان و در عصری پر آشوب به نام مردم ایران طرح گفتگوی تمدنها را مطرح ساخت و به جهانیان یاد آور شد که پیشگامی در راه همزیستی تمدنها و صلح جهانی در شأن کشوری کهن چون ایران است ، کشوری که از دیرباز در پرتو تساهل و مدارایش هموار کن راه دوستی کشورها و ملتها ، بر پایه ی اندیشه های والای عرفانی ، مبشر اندیشه یگانگی انسانها بوده است .
ولی در کنار این عکس تنها نگاشته شده : سید محمد خاتمی ، پنجمین رئیس جمهور ایران
و در حقیقت باید چنین نوشته می شد :
سید محمد خاتمی ، پنجمین رئیس جمهور ایران
مردی که همیشه لبخند بر لب داشت گاه تلخ و گاه شیرین
ولی نه ، اشکهایش را هم دیده ایم ، اشکهایش را در انتخابات دومین دوره ریاست جمهوریش نیز شاهد بوده ایم .
آنگاه که صدایش لرزید و اشک بر گونه هایش لغزید و چنین گفت :
من سرمایه اندکی دارم ، سرمایه من آبروی من است که آن را هم به خاطر مردم کشورم در طبق اخلاص می نهم و چنین هم شد .
آری چه کسی است که لبخندهای او را فراموش کند ؟!!
راستی دلتان برای آن لبخند های مالامال از رنج و صبوری تنگ نشده است ؟!!
لبخندهایی که ثابت نمود می شود
از گریه پر بود و باز هم خندید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 13:28  توسط ویدا ظریف |