تبليغاتX
ترنم
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است

در سوگ خبرنگارانی که خبر ساز شدند

خبرنگاران این بار خود خبر ساز ماجرایی بسیار تلخ و جانگداز شدند

ای کاش این واقعه به وقوع نپیوسته بود تا می شد آن را تکذیب کرد

پرنده غول پیکر آهنین که همکاران سختکوش ما را برای پوشش خبری مانور ارتش درون خود جای داده بود خود ، مانور دیگری را پدید آورد تا مردم سوختن ققنوس وار و پرواز روح دوستداران حقیقت و پیام رسانی را به سوی حقیقت گیتی نظاره گر باشند .

درگذشت شهادت گونه گروهی از سنگر بانان عرصه خبر و پیام رسانی را به عموم مردم ایران ُ جامعه خبرنگاران و خانواد آن سفر کرده ها تسلیت می گویم

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 12:6  توسط ویدا ظریف | 

ای ایران
ای خاک سر فراز ، ای ایران یاری کن مار ا و گره زن نگه ما و خودت را باهم
باشد که تراود در ما ، همه ی تو
ای ایران ما چنگیم و آینه ، ترسیدیم از هر نوا و نقش آنگاه تهی گشتیم ،
آکنده مان کن از هستی خود و نقشی نشان از البرز و دماوند از سبلان و کارون پر خروشت در ما
ای ایران ، ای سرزمین نیلو فرهای آبی کنون پنجره ای را به پهنای جهان می گشایم و تو درخت گرانبار تاریخ را به نظاره می نشینم
ای خاک من ، تابش چشمانت را به ریگ ها بسپار و به تماشا نشین ستاره های خاموش کویر را

ای وطن من
ای که ، واژه هایت همه از جنس بلور و دلت از جنس بهار
ای سرزمین زیبای من اکنون صدا می کنیم تو را
نیک می دانیم که صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که تا انتهای صمیمیت حضور می رود
حال ای ایرانم ، بیا و برایم بگو تا چه اندازه تنهایی تو بزرگ است
برایم حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم و افتاد و تنت را پاره پاره کرد.

ایران من
اکنون بگو از گونه هایی که من خواب بودم و تَر شد ،
بگو چند مرغابی سوی دریای بی انتهایت و شط پر خروشت عاشقانه پر کشیدند ،
و در آن گیر و داری که چرخ ذره پوش ، از روی رویای کودکی ام گذر داشت ،
بگو قناری چگونه در قفس آواز رهایی خواند و ندای خود را به پای چه احساس آسایشی فرو نبست


ایران من
در وسط این همیشه های سیاه حرف بزن ، فاش کن ،
عکس تو در کدامین مساحت تقویم افتاد
بالهای تو در طرح دهان کدامین عبور باد بهم ریخت

وای وطن من ،
ای صومعه نور
اکنون باید کتاب تنهاییت را بست باید بلند شد ، در امتداد وقت قدم زد گل را نگاه کرد ،
باید گفت : که دستهایت نهایت ندارند
اینک از شاخه های اساطیری زیست باید ، میوه عشق و پایداری چید

ایران من
اینک باد، دستمالی از خوشه های مهر را برای قدیمی ترین عکس نرگس بر روی مَهدی از صفا گسترانیده

تا تو ، ای ایران ،
ای خاک پر شکوه
ای دل آویز ترین نغمه زندگی ،
تا شقایق هست آباد و آزاد باشی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 20:23  توسط ویدا ظریف |