تبليغاتX
ترنم
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است
من نخستین کسی بودم که آمدم
با یک ظرف شیر
با چشمانی نگران
با دلی امیدوار و نالان

من نخستین کسی بودم که دردهای پنهانش را برایم بازگو کرد
من آن طفل تنهایم

و او
آن پدر مهربان

و آن شب ،
شب جدایی
شب یتیم شدن همه انسانها 
و شب تنها شدن من

شب جدایی من از او ،
از علی

آری من نخستین کسی بودم که آمدم
نخستین کسی بودم که محبتش را احساس کردم
و نخستین کسی بودم که گریستم

و من ،

آن چاه  ِ تنها در میان نخلستانم

که برای همیشه تاریخ یتیم ماندم

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 19:30  توسط ویدا ظریف |